نیروی اطلاعاتی که هرگز شناخته نشد!/ یک طبق نان، یک طبق عشق

خرید بک لینک

بوی نان تازه در فضای خانه پیچیده بود و دهان کودکان را آب می انداخت اما پیرزن برخلاف معمول همیشگی به آنها نانی نبخشید! چرا که می خواست نان ها را فقط به خورد شیاطین بدهد و درخواست فرزندش را براورده سازد. نان ها را درون طبقی جای داد و عصابه را محکم بست و طبق راهنمایی های فرزندش مسیری را که به ارتش دشمن ختم می شد در پیش گرفت با دیدن خاکریزهای دشمن، تپش های قلبش شدت گرفت. طنین یاس...

ما را در سایت طنین یاس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: رضا رضوی بازدید: 127 تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 8:13

صفحه بندی