به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، به نقل از فرهنگ نیوز،مصرفگرایی یک بلای مدرن است. نه اینکه پیشینیان ما اهل خرید و مصرف نبوند، بلکه مسئله در میزان و اهمیت خرید و مصرف کردن است. آنچه آنها را به سمت خریدن، چه چیزی خریدن و چقدر خریدن سوق میداد، نیاز فردی و خانوادگیشان بود. اما محرک ما برای خرید کردن عواملی به جز نیاز واقعی است. به همین دلیل است که خرید و مصرف کردن، بخشی از فلسفهی زندگی و هویت فردی ما را به غنیمت گرفته است و این برای بشری که قرار است در مسیر کمال مادی و معنوی قرار بگیرد سد و مانع جدیای است. در ادامه به چند محرک مصرفگرایی اشاره خواهیم کرد.
هر روز، روز مباداست...
بچه که بودیم «روزمبادا» به نظرمان یک روز نیامدنی بود. روزی که قرار بود همه چیز را برایش ذخیره کنیم. تصورمان از «روز مبادا» گرسنگی، تشنگی، نداشتن و به سختی افتادن بود. مفهوم «روز مبادا» در فرهنگ اقتصادی، مفهوم بدی نیست اما نگاه ما به این مفهوم اهمیت زیادی دارد. یکی از دلایلی که افراد به سمت مصرفگرایی رو می آورند، نبود امنیت اقتصادی و به عبارتی جمع کردن برای روز مباداست. نبود امنیت اقتصادی، تورم، گرانی و ... باعث میشود که افراد به جمع کردن کالاهای غیرضروری برای «روز مبادا» رو آورند. «امروز نخری، فردا گرونتر شده»، «تورم بالاست آقا، نخری ضرر کردی» این جملات را زیاد توی بازار میشنوید و مایی که مشتری باشیم با خودمان فکر میکنیم چه بهتر امروز که ارزانتر است بخرم و برای فردای گران نگه دارم. بنابراین خانههایمان پر میشود از اجناسی که در حال حاضر لازمشان نداریم و چندین و چندتای دیگر از همان جنس را حداقل برای مصرف چند ماهمان ذخیره کردهایم. باز هم ما مصرفگراهای مدرنی هستیم، مظلوم و محصور در کلیشههای دنیای سرمایهداری! چه کاری از دستمان برمیآید؟
شاید با خودتان فکر کنید که این دلیل قابل قبولی است برای خرید کردن. اینکه جنس هزارتومنی امروز را فردا نخریم پنج هزار تومن، یک نوع آیندهنگری است و نه مصرفگرایی. اما با خودمان فکر نمیکنیم که همین خرید کردنهای بیرویه به اقتصاد ضربهای اساسی میزند و به ساخت یک حباب کاذب کمک میکند.

اعتماد به نفس
علت دیگری که برای مصرفگرایی میخواهیم بررسی کنیم، یک علت روانشناختی است. نبود اعتماد به نفس سبب مصرف بیشتر میشود. مصرف بیشتر و تنوع در مصرف در طبقه ثروتمند جامعه بیشتر دیده میشود. اما فقط ثروتمند بودن نمیتواند دلیل مصرف بیشتر باشد. بلکه عاملی به اسم اعتماد به نفس و سطح تحصیلات هم در مصرفگرا بودن یا نبودن تأثیر دارد. افرادی که اعتماد به نفس کمتری دارند، اگر جزء طبقهی ثروتمند باشند، برای دیده شدن بیشتر از پولشان استفاده میکنند. در واقع آنها خرج نمیکنند چون نیاز دارند، بلکه خرج میکنند تا دیده شوند و دیگران بفهمند که آنها آدمهای ثروتمندی هستند. این افراد معمولا به دنبال خرید کالاهای لوکس، گران قیمت و متنوعاند. مصرف بخشی از هویت آنهاست. اگر روزی نتوانند خانهای در فلان محله، اتومبیلی از فلان شرکت خارجی و اجناسی با برندهای معروف خارجی داشته باشند، حرفی برای گفتن ندارند و احساس سرافکندگی و تحقیر میکنند. اما افرادی با سطح تحصیلات و اعتماد به نفس بالا که نیاز به دیده شدن را در جای درست خود تجربه کردهاند و در تحصیلات، شغل، کمک به دیگران و ... دیده شدهاند، دیگر نیازی ندارند که از طریق نوع و تعدد کالاهایی که با خودشان همراه میکنند این نیاز را جبران کنند. این افراد بسیار کمتر تحت تأثیر تبلیغات قرار میگیرند و از تفکر انتقادی برخوردارند. قدرت تحلیل دارند و ابتدا از خود میپرسند که آیا به این کالا نیازی دارم یا نه! سپس به تحقیق میپردازند و جنس و قیمت و ... را بررسی میکنند و در آخر دست به خرید میزنند. کم نیستند افرادی از طبقات ثروتمند جامعه که هنوز هم گوشیهای ساده موبایل دستشان است و وقتی مورد تمسخر افراد سادهلوح قرار میگیرند که «چقدر خسیسی، با این همه پول هنوز گوشیات ... است» پاسخ سادهی «من که نیازی ندارم» میدهند. «زنگ و پیامک به کارم میآید که با همین گوشی هم میتوانم انجامش بدهم»
شبه پولدارها
و اما طبقه متوسط! بخشی زیادی از جمعیت جامعهی ما در این دسته جا میگیرند و متأسفانه در مصرف دست کمی از طبقهی ثروتمند ندارند منتهی در سطحی نازل و بیکیفیت. این افراد نیز مدام در حال تقلید و شبیهسازی طبقهی ثروتمند هستند. این مسأله نیز ریشه در عدم اعتماد به نفس، نداشتن قدرت تحلیل و تفکر انتقادی دارد. همین است که در اطرافتان خانوادههای فراوانی را میبینید که از نیازهای واقعیشان درمیمانند تا کالاهای لوکس بخرند. یا زیر بار وامهای سنگین میروند تا اتومبیلی شاسیبلند داشته باشند. در نهایت هم، چون از پس خرید اجناس لوکس و اصل برنمیآیند مجبور به خرید نمونههای مشابه و چینی آن با کیفیت نازل و قیمت کمتر میشوند. در واقع در این سطح مصرف تنها به جهت همخوانی با طبقهی اجتماعی خاص و ایجاد یک هویت کاذب است. کمکم این روش تبدیل به فلسفه و سبک زندگی میشود.
ما ایرانیهای پر مصرف
متأسفانهی کشور ما جزء دستهی پرمصرفها در جامعهی جهانی است، یعنی در خرید و مصرف بعضی کالاها اگر رتبهی اول و دوم را نداشته باشیم، حتما رتبهی سوم از آن ماست و این زیاد فرقی نمیکند که چه چیزی را داریم مصرف میکنیم، طلای زینتی یا آب و برق! در هر حال ما جزء پرمصرفها هستیم و نیاز داریم که الگوی مصرفمان را اصلاح کنیم. شعاری که چندی پیش مقام معظم رهبری(مدظله) اعلام کردند.
بریم خارج
غمانگیز است وقتی تمامی افراد تحصیل کرده و سلبریتیهای عرصهی فرهنگ دم از فرهنگسازی میزنند و مدام از فقر فرهنگی شاکیاند اما خودشان در سطحی دیگر مبلغ بیفرهنگیاند. خوب است بدانید که ما سومین رتبه را در جهان پس از چین و هند در خرید طلای زینتی داریم. به گفتهی کارشناسان، رنگینکمانترین کشور در استفاده از خودرو هستیم، انواع خودرهای وارداتی از کلیه کشورها در ایران دیده میشود. جزء کشورهایی هستیم که مردمانمان بیشترین سفر خارجی را می روند و این مساوی است با خروج مقادیر زیادی از ارز ملی و صد البته جزء ده کشور اول مصرف کنندهی لوازم آرایشیم. تمام اینها نشانهای از فقر فرهنگی است و حتی یک مورد را هم نمیتوانید بگویید که سلبریتیهای دغدغهمند، خودشان مبلغ آن نباشند. از مصرف لوازم آرایش تا خودرو و سفرهای خارجی ...
طنین یاس...
ما را در سایت طنین یاس دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: رضا رضوی
بازدید: 131
تاريخ: جمعه
26 شهريور
1395 ساعت: 20:18